درود بر شما ، ... دوست عزیز ! مهمان حبیب خداست! این تنها مهمانتان را خوب پذیرائی کنید! باور بفرمائید که این تنها مهمان ، هیچگاه از به دوش کشیدن تمام عمر شما ، گلایه نکرده! آذرکده
اما من مهمان تنها دوست ندارم . من حضورش را بیشتر از تنهایی میخواهم . البته این موقتی هست او خودش مهمان همیشگی دلم هست
با سلام
خوشم اومد از وبلاگتون
عالی بود.
سلام
مرسی شما لطف دارید
در عاشقی دست گرمک را از پشت بسته اید
کم آوردم
نه بابا قلم من در برابر قلم عاشق گوی شما که هیچ است
و افسوس که زیادند این شب ها...
مرسی فریاد عزیز برای پست زیبا و پر احساست
مرسی عزیزم اما برای من این شب ها اندک هستند شب های عاشقانه ام از تنهاییم زیاد ترند
درود بر شما ، ... دوست عزیز ! مهمان حبیب خداست! این تنها مهمانتان را خوب پذیرائی کنید! باور بفرمائید که این تنها مهمان ، هیچگاه از به دوش کشیدن تمام عمر شما ، گلایه نکرده!
آذرکده
اما من مهمان تنها دوست ندارم .
من حضورش را بیشتر از تنهایی میخواهم .
البته این موقتی هست او خودش مهمان همیشگی دلم هست
مثل همیشه زیبا بود و پر از احساس.
خوشبخت و موفق باشی عزیز
مرسی عزیزم همینطور شما
ممنون و متشکر
روزگار به کام دلتان باد
مرسی امید جان همینطور برای شما
سلام فریاد جان.امیدوارم خوب باشی.
خیلی زیبا بود.مرسی یادی از ما می کنید.ممنون.
سلام عزیزم .
من همیشه به یادتون هستم ولی گرفتارم وکم میام نت همین
نوشته هایت هزار معنی دارد.
چرا جز پاهای بغل کرده ات مهمانی نداری؟
این اندوه و غم عمیق شما از چیست؟
اندوه عمیقی نیست احساس شبانه ای بود که نوشتم .
من خوشبختم ولی خب گاهی روزهایی هست که هوس دیدار یارت را میکنی ولی حضور ندارد همین
من جواب می خواستم.
جواب دادم میتونید بخونید
حس آشناییه عزیزم...

زیبا بود....وقابل لمس
مرسی عزیزم
باشه ! حرفی نیست.
بیا بخلممممممممممممم
گلممممممممممممممممممممم
چشم عزیزم
آره چه جورش هم از نوع خوبش