مشتت را کره کن براى کوفتن دهان ظالمان
و دستت را بکشا براى گرفتن دست ناتوان
سلام فریاد عزیزمخسته ام دیگر ازین فریاد هاخسته از بی مهری و بی دادهاخسته از دلبستگی و یاد هاخسته از شیرین و از فرهاد هاخسته ام از این همه دیوانگیخسته از نادانی فرزانگیخسته از این دشمنان خانگیخسته ام ازین همه بیگانگیخسته ام از گردش چرخِ فلکخسته از تنهایی و شب های تکخسته از ایمانم و تردید و شکخسته از دیو و دَد و دوزو کلکخسته ام دیگر ازین آوارهاخسته از سنگینی دیوارهاخسته از ظلم و بد و آزارهاخسته از بی یاری بیمارهاخسته ام از تابش مهر و قمرخسته از نامردمی های بشرخسته از بی فطرتان بی هنرخسته ام از خستگی ها، بیشتر…خسته ام، خسته ام…
سلام افسانه جان .همه خسته ایم از این فریاد بیجواب
بازوان مان خسته است بانو!شایدم رگ نداردو هزار شاید دیگراما هرچه هست کاری بر نمی آیدمثل فریادمان
درسته متاسفانه همه خسته هستیم وناامید
مشت باید آهنین اما کنونمشت زن را خواب برده این زماندرود بر بانوی همیشه به فریاد
مرسی کوروش عزیز
مشت و دست و همه چی داریم جای جرات خالی
راست گفتید مردی دیگه باقی نمونده .مرسی عزیز
سلام دوست قدیمی..امیدوارم خوب باشی
مرسی بهار مهربان
سلام عزیزم.توام امتحان داری دیر به دیر آپ میکنی؟کوتاه وزیبا بود
مرسی عزیزم مهم نیست میدونم همه گرفتارن
سلام فریاد عزیزماین روزا کسی جرئت مشت کردن دستشو نداره! والا همه ام ناتوان شدن دیگه یکی باید بیاد دست خودمونو بگیره!اما جمله ی قشنگی بود
همه منتظر دیگری هستیم بدون اینکه کاری کنیم سلام عزیزم
خوشا آنان که مرامشان چنین است
درسته دوست عزیز
سلام فریاد عزیزم
خسته ام دیگر ازین فریاد ها
خسته از بی مهری و بی دادها
خسته از دلبستگی و یاد ها
خسته از شیرین و از فرهاد ها
خسته ام از این همه دیوانگی
خسته از نادانی فرزانگی
خسته از این دشمنان خانگی
خسته ام ازین همه بیگانگی
خسته ام از گردش چرخِ فلک
خسته از تنهایی و شب های تک
خسته از ایمانم و تردید و شک
خسته از دیو و دَد و دوزو کلک
خسته ام دیگر ازین آوارها
خسته از سنگینی دیوارها
خسته از ظلم و بد و آزارها
خسته از بی یاری بیمارها
خسته ام از تابش مهر و قمر
خسته از نامردمی های بشر
خسته از بی فطرتان بی هنر
خسته ام از خستگی ها، بیشتر…
خسته ام، خسته ام…
سلام افسانه جان .
همه خسته ایم از این فریاد بیجواب
بازوان مان خسته است بانو!
شایدم رگ ندارد
و هزار شاید دیگر
اما هرچه هست کاری بر نمی آید
مثل فریادمان
درسته متاسفانه همه خسته هستیم وناامید
مشت باید آهنین اما کنون

مشت زن را خواب برده این زمان
درود بر بانوی همیشه به فریاد
مرسی کوروش عزیز
مشت و دست و همه چی داریم جای جرات خالی
راست گفتید مردی دیگه باقی نمونده .
مرسی عزیز
سلام دوست قدیمی..امیدوارم خوب باشی
مرسی بهار مهربان
سلام عزیزم.توام امتحان داری دیر به دیر آپ میکنی؟
کوتاه وزیبا بود
مرسی عزیزم مهم نیست میدونم همه گرفتارن
سلام فریاد عزیزم
این روزا کسی جرئت مشت کردن دستشو نداره! والا همه ام ناتوان شدن دیگه یکی باید بیاد دست خودمونو بگیره!
اما جمله ی قشنگی بود
همه منتظر دیگری هستیم بدون اینکه کاری کنیم
سلام عزیزم
خوشا آنان که مرامشان چنین است
درسته دوست عزیز